عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
266
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آن اعجوبه خيره بمانده ، و هواء عالم از آن مائده خوشبوى گشته ، و عيسى زبان شكر بگشاده كه : « اللهم اجعلنا لك من الشاكرين . اللهم اجعلها رحمة ، و لا تجعلها عذابا . اللهم اسئلك من العجائب فتعطينى . اللهم اعوذ بك ان تكون انزلتها غضبا و زجرا . اللهم ربنا اجعلها عافية و سلاما ، و لا تجعلها مثلة » . همى آمد تا پيش عيسى به زمين رسيد . عيسى و حواريان بسجود درافتادند ، و جهودان در آن عجائب مىنگرستند ، و از حسد ميگداختند ، و انكار مىنمودند . عيسى در آن نگرست . دستار خوان ديد بر سر آن فرو گرفته . عيسى گفت : كيست از ما پرهيزگارتر و پاكتر و در عبادت خداى تعالى تمامتر ؟ ! شمعون الصفاء كه مهتر حواريان بود گفت : انت اولى بذلك يا روح اللَّه و كلمته . عيسى وضو تازه كرد ، و دو ركعت نماز كرد با خضوع و خشوع و با گريستن بسيار ، آنكه گفت : بسم اللَّه خير الرازقين ، و دست فرا كرد ، دستار خوان از سر آن باز گرفت ، ماهى بريان كرده ديد ، ماهى فربه نيكو خوشبوى بىخار و بىفلوس ، ماهيى كه طعم همه خوردنيها در آن موجود بود ، دستههاى تره بيرون از گندنا گرد آن نهاده و در سر و پاى آن نمك و سركه نهاده . ديگر پنج رغيف ديد و پنج انار بر آن نهاده ، بر يك رغيف زيتونى نهاده ، و بر ديگرى عسل ، و با سوم روغن گاو ، و با چهارم پنير ، و با پنجم قديد . شمعون گفت : يا روح اللَّه ! امن طعام الدنيا هذا ام من طعام الآخرة ؟ اين از طعام دنيا است يا از طعام آخرت ؟ عيسى گفت : نه از طعام دنيا نه از طعام آخرت . طعامى است كه رب العزة بكمال قدرت خويش و بجلال عزّ خويش نوآفريد ، چنان كه خواست آن را كه خواست ، و كس را نيست و نرسد كه چون و چرا كند ، و از وى واخواست كند ، بيش ازين مپرسيد ، و بخوريد آنچه خواستيد ، تا خداى شما را نعمت خويش و فضل خويش بيفزايد . حواريان گفتند : يا روح اللَّه ! اگر از اين اعجوبه